شنبه چهاردهم مهر ۱۴۰۳ ساعت 5:59 توسط Light | 

دیشب وقتی دومین شیشه شربت سرفه رو گرفتم خیلی مودبانه و ریز به طرف گفتم من تو باز کردن در شیشه شربت قبلی خیلی مشکل داشتم امیدوارم این یکی آسون باشه

یه نگاهی بهم انداخت و گفت:

اوه آره، این شربتا درشون قفل کودک داره که بچه ها نتونن باز کنن

من : 😶‍🌫️

بچه ها : 😒

در شیشه شربت : 🤭

آقاهه: 🥸

بعدش دیگه هیچی دیگه، به منِ طفلِ صغیر اموزش باز و بسته کردن در شیشه شربت رو داد.

مشخصات
من درین خانه به گمنامی نمناک علف نزدیکم من از دور دست ها آمده ام
از مزارع گندم
از کرت های جاری
و از سرزمینی که آسمانش تنها دو پیراهن دارد
روزها آبی می پوشد
و شبها پیراهنی بلند
که تاب می خورد در رقص هزار و یک ستاره ی روشن.

من از دوردست ها آمده ام،
از کوچه های کودکی،
از شهر رنگین قصه های پدر در شبهای کشدار زمستان
و از چشمان هستی بخش مادرم
که تمام مهربانی ش را در نگاهش به من می بخشید!

باورم کن که شعر در من طغیان یگانگی است
و حماسه ی دوست داشتن
من دیگر گونه دوست می دارم
و دیگر گونه یگانه ام
مرا تنها می توان با من سنجید و تو را تنها با تو!
...
پارس تولز ابزار وب

B L O G F A . C O M